الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
134
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
حجيت خبر واحد مطلب ديگرى را هم استخراج نمودهاند و آن اينكه آيه شريفه حجيت فتواى مجتهد در حق مقلد را هم ثابت مىكند . توضيح ذلك : آيه مىگويد : واجب است از هر فرقه طايفهاى كوچ كنند و تفقه در دين كنند و وقتى دينشناس شدند به ميان قوم خويش برگشته و آنان را بيم دهند ، اين سخن يك قانون كلى است و شامل مىشود اين معنا را كه شخصى در زمان پيامبر كوچ كند و به مدينه برود و از زبان پيامبر حكم را بگيرد و فقيه شود ، يعنى دين را بشناسد و برگردد ميان قومش . . . يا اينكه شخص در زمان غيبت از وطن خود به حوزههاى علميه مهاجرت كند و فقيه در دين شود و قدرت استنباط پيدا كند سپس برگردد ميان قوم خويش و براى آنان فتوا دهد هر دو فقيه و دينشناس هستند با اين تفاوت كه فقيه شدن در دين در زمان پيامبر بسيار آسان بود و كافى بود كه شخص حديثى را از زبان پيامبر بشنود و معناى آن در دريافت كند و حكم را بداند ديگر معطلى نداشت ، ولى در زمان غيبت تفقه در دين و استنباط حكم شرعى از منابع آن مشكلتر است و محتاج به اثبات سه امر است : 1 . صدور حديث : اول بايد صدور حديث از معصوم براى فقيه مسلم شود . 2 . جهت صدور : در مرحله دوم بايد جهت صدور هم روشن شود كه آيا امام به قصد بيان حكم واقعى اين حديث را فرموده يا به عنوان تقيه ؟ 3 . دلالت حديث : در وهلهء سوم بايد دلالت حديث برآن فتوا كه مىدهد مسلم باشد اما به نحو نص و اما ظهورى باشد ، ولى اين تفاوتها مربوط به معناى تفقه نيست معناى تفقه از اول امر عبارت است از شناخت دين و آگاهى به دستورات دين بلكه اين تفاوت مربوط به مصاديق تفقه است و اختلاف در مصداق خارجى موجب اختلاف در حكم نمىشود . بنابراين ، به مقتضاى عموم آيه ثابت مىكنيم كه در عصر غيبت هم از فرقهاى بر يك طايفه واجب است به نحو وجوب كفائى كه از وطن مهاجرت كنند و به حوزههاى علميه بيايند و اسلامشناس گردند و سپس برگردند ميان قوم خويش و مشغول تبليغ احكام دين شوند و هنگامى كه بر اين طايفه اجتهاد و فتوا واجب شد بر ديگران هم قبول اين فتوا واجب خواهد شد ، يعنى اين فتوا در حق آنها حجت است و